بسم الله الرحمن الرحیم



کارشناسان:

آیت الله سید مهدی طباطبایی – سخنران و استاد اخلاق، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی.

مهندس سید مجتبی حسینی – مجتهد و فارغ التحصیل معماری، پژوهشگر مسائل مذهبی، دارنده ده ها کتاب در حوزه مسائل دینی.

استاد سید مهدی شجاعی – نویسنده نام آشنا و مشهور با کتابهایی پر تیتراژ در حوزه مسائل دینی. کشتی پهلو گرفته و پدر، عشق و پسر از شاخصترین کارهای اوست.

دکتر محمد حسین رجبی دوانی – تاریخدان و محقق تاریخ اسلام و تشیع.

حجت الاسلام دکتر محمد رضا زائری – نویسنده، روزنامه نگار و پژوهشگر، مدیر مسئول ماهنامه های خیمه و جدید، موسس خانه روزنامه نگاران جوان و همشهری محله. پای ثابت بحث درباره سبک زندگی دینی.
.
.
.
.
شبهه های تاریخی – قسمت اول:


بعضیها فکر میکنند هر چه غبار تاریخ بگیرد، رنگی از واقعیت ندارد، ولی حرف پادشاهان اساطیری که میشود، رگ غیرتشان متورم میشود! روایت واقعه عاشورا، از پس همه این پیچ و خمهای تاریخ به ما رسیده و قطعا خالی از ایراد و اشکال هم نبوده. ولی پاسخهایی برای سوالات تاریخی وجود دارد که خواندنی است.

.
.

تاریخ وقایع کربلا از قول چه کسانی به ما رسیده؟ مگر همه یاران امام حسین(ع) به شهادت نرسیدند؟ پس چه کسی عاشورا را با این جزییات روایت کرده؟ چطور باید به روایتهای واقعه عاشورا اعتماد کنیم؟

دوانی: یاران اباعبدالله(ع) به شهادت رسیدند ولی روایت 10 محرم در همان صحرا باقی نماند؛ حتما این بیت مشهور را شنیده اید: "سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود/کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود". جدای از این نقل مشهور، راویان عاشورای حسینی این چهره ها هستند:

1.حمید بن مسلم ازدی: بخش زیادی از اطلاعات تاریخی آن دوران از این شخص، وقایع نگار سپاه عبید الله بن زیاد منتقل شده. مرسوم بوده که در لشکرکشی های بزرگ یک وقایع نگار برای ثبت اتفاقات حضور داشته باشد. سپاه عبید الله بن زیاد دارای وقایع نگار بود. نقل شده است که همین فرد مانع کشته شدن امام سجاد(ع) توسط شمر شد. به همین دلیل وقتی مختار به کوفه تسلط پیدا کرد، به او امان داد.

2.امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س): بخش دیگری را هم از امام زین العابدین(ع) و امام باقر(ع) که به نقل مشهور، در آن زمان چهار ساله بوده، به ما رسیده است. حضرت زینب(س) و بانوان دیگر کاروان هم در نقل این وقایع، سهم بزرگی داشته اند.

3.جنایتکاران سپاه دشمن: خیلی از جنایتکاران کربلا قبل از اینکه قیام توابین مختار صورت گیرد، با افتخار آمده بودند و وقایع عاشورا را تعریف کرده بودند. همینها سینه به سینه ماند و مختار هم با همین اطلاعات به سراغشان رفت و انتقام گرفت. خیلی هایشان هم نقل جنایتهایشان را هنگام مرگ(وقتی میدیدند که هیچ راه فراری نیست) بیان میکردند. مثل همانی که در مختارنامه مطرح شد؛ روایت خولی، قبل از اعدامش.

4.یاران زنده امام(ع): فردی به نام ضحاک بن عبدالله مشرقی که جرو یاران امام بوده و از میدان گریخته بود. این فرد با امام شرط کرد که تا موقعی همراهشان است که وجودش فایده ای داشته باشد. امام هم قبول کرده بود. او هم اسبی را در خیمه ای آماده نگه داشت تا زمانش برسد. تا قبل از شهادت حضرت عباس(ع) هم ماند ولی آخر کار، از امام اجازه رفتن گرفت که امام هم اجازه داد. گریخت و کسی هم نتوانست او را بگیرد. او هم خیلی از اتفاقها و نحوه شهادتها را بیان کرده. غلام رباب(همسر امام حسین(ع)) هم که زنده ماند، اتفاقات زیادی را نقل کرده. البته او در کنار امام جنگ هم کرده بود ولی در آخر اسیر شد. سپاه دشمن هم او را آزاد میکند چون معتقد بودند او غلام بوده و مطیع اوامر ارباب.
.
.

تاریخ طبری معتبر است یا نه؟ میتوان به آن اعتماد کرد؟

حسینی: تقریبا نه. کارشناس تاریخی با توجه به دانشش در حوزه مسایل تاریخی و توانایی تطبیق با دیگر کتب تاریخی و هم عصر، میتواند از آن استفاده کند اما به عنوان متنی که بتوان تمام و کمال به آن اطمینان کرد و تایید کرد، اصلا. چون هم نگارش و متن جهت داری دارد و هم با حوادث، فاصله زمانی بسیاری.
.
.

تعداد واقعی کشته های دو طرف چقدر بوده؟ از سمت امام همان 72 نفر بودند؟ از سپاه دشمن چطور؟

دوانی: به نقل مشهور، 72 نفر شهید شده اند. 30 نفر سواره و 42 پیاده. اما به رغم این نقل، تعداد شهدا را تا 105 نفر هم ذکر کرده اند. یعنی ما نزدیک به 105 اسم شهید داریم. شاید دلیلش این باشد که یاران اولیه امام همان 72 تن بوده اند. نقل   است که شب عاشورا بیش از 30 نفر از سپاه دشمن به سپاه امام(ع) ملحق شدند. آن نقل اصلی که همان  72 تن بوده، دیگر این 30 نفر را در بر نگرفته. حتی روز عاشورا غیر از حر، سه نفر دیگر هم از سپاه دشمن به سپاه امام(ع) آمدند. دوتای آنها برادرانی بودند که تا ظهر عاشورا هم بر علیه امام جنگیده بودند ولی در همان آخر، نظرشان عوض شده بود و به یاری امام آمدند. اما از دشمن آمار دقیق و مستندی وجود ندارد. ولی آنچه که مسلم است، تعداد کشته های دشمن، دو یا سه برابر شهدای کربلاست.
.
.

اینکه گفته میشود هر کدام از یاران امام(ع) در زمان جنگ نیروی ماورایی داشتند و هزاران نفر را میکشتند، صحیح است؟

دوانی: نه. برای این حرفها سندی وجود ندارد. نقل است که وقتی یاران امام وارد جنگ تن به تن میشدند، هر کس به جنگ با آنها می آمد کشته میشد. تا اینکه عمر بن حجاج فریاد زد که در نبرد تن به تن کسی حریف آنها نمیشود. آنها برجسته ترین دلاوران کوفه هستند. پس با ناجوانمردی آنها را از پای درآورید. برای همین آنها، یاران امام را سنگ باران میکردند که با این کار چند تن از یاران امام از پا درآمدند. آنهایی هم که وارد جنگ میشدند، حداقل هر کدامشان یک نفر را میکشتند. نافع بن هلال جملی تیرانداز قابلی بود و نیزه هم خوب پرت میکرد، وقتی بازوانش شکست، او را اسیر کردند و پیش عمر سعد آوردند. نافع 12 نفر را کشته بود و میگفت اگر بازوانم نشکسته بود، گروه دیگری را هم از پا در می آوردم. خود امام حسین(ع) وقتی وارد میدان نبرد شد، کسانی که در میدان حاضر بودند میگفتند چنان با عظمت و هیبت به ما حمله میکرد که ما مثل دسته ای موران و ملخان از مقابلش میگریختیم. ولی اینکه گفته میشود علی اکبر(ع) 120 نفر را کشت یا از این دست آمارها میدهند درست نیست. کمی اغراق یا توصیفات حماسی و شاعرانه مرسوم است.
.
.

منبع: همشهری جوان – شماره 339 – صفحه 34 و 35

اگر خدا بخواهد ادامه دارد...