آبروی آب


آبروی آب
برنامه ای متفاوت از سوی کانون شعر و ادب دانشگاه شاهد

در این برنامه که با حضور شاعران آئینی کشور برگزار می شود،‌ دانشجویان دانشگاه شاهد به خواندن اشعار عاشورایی خود خواهند پرداخت. از دیگر برنامه های این همایش می توان به نِی نوازی استاد زمان خیری و اجرای تئاتر عاشورایی اشاره کرد. همچنین کتاب صُراحی 2، در برگیرنده ی اشعار آئینی دانشجویان دانشگاه شاهد در این مراسم توزیع خواهد شد.

زمان : سه شنبه 21 آذر ماه - از ساعت 14:30

مکان :‌ طرح جامع دانشگاه شاهد‌،‌ مهدیه ی پیامبر اعظم (ص)

از جودی یاد بگیریم!!!

نامه ی جودی :

باباجون!

من راز زندگی را پیدا کرده ام و آن هم این که برای حال زندگی کنم .

از این بدتر کاری نیست که آدم افسوس گذشته را بخورد یا به انتظار آینده بنشیند! باید از زمان حال استفاده ی کامل برد.

دلم میخواهد... از هر ثانیه ی زندگیم لذت ببرم! و وقتی که خوش هستم بفهمم که خوشم!!

 بعضی ها به جای زندگی کردن ، مسابقه ی دو میدهند و میخواهند هر جوری شده به هدفی که آن دورهاست برسند. نفسشان دارد بند می آید ، اما باز میدوند و ابدا متوجه زیبایی های اطراف خود نمیشوند و بعد هم روزی میرسد که پیر شده اند و دیگر فرقی نمیکند که به هدف برسند یا نرسند!

ولی من تصمیم دارم که سر راه بنشینم و خرمنی از خوشحالی را جمع کنم!!


جواب بابا لنگ دراز :

جودي جان! کاملا با تو موافق هستم که عده اي از مردم هرگز زندگي نمي کنند و زندگي را يک مسابقه دو مي دانند و مي خواهند هرچه زودتر به هدفي که درافق دوردست است دست يابند و متوجه نمي شوند که آن قدرخسته شده اند که شايد نتوانند به مقصد
برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پايان خط مي بينند... درحالي که نه به

مسير توجه داشته اند و نه لذتي از آن برده اند. دير يا زود آدم پير و خسته مي

شود درحالي که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت ديگر رسيدن به آرزوها و

اهداف هم برايش بي تفاوت مي شود و فقط او مي ماند و يک خستگي بي لذت و فرصت
وزماني که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد.... جودي عزيزم! درست است، *ما به اندازه خاطرات خوشي که از ديگران داريم آنها را دوست داريم و به آنها وابسته
مي شويم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصي بيشتر باشد علاقه و وابستگي ما بيشتر مي
شود. پس هرکسي را بيشتر دوست داريم و مي خواهيم که بيشتر دوستمان بدارد بايد برايش خاطرات خوش زيادي بسازيم تا بتوانيم دردلش ثبت شويم...*