لااقل "کمی دیرتر"
چیزی مثل سقای آب و ادب.. که واقعا محشر است...
یا مردان و رجزهایشان...
یا حتی نمایشنامه ای که این اواخر خوانده ام.. روزهایی که به یادت گذشت...
یا مثلا از مقتل صحبت کنم... و لهوف را تبلیغ کنم و سید بن طاووس را...
اما نمیدانم چطور شد که "کمی دیرتر" را در کتابخانه ام پیدا کردم و در کمال تعجب دیدم نخوانده ام و یادم آمد قبلا هم پستی در باب این کتاب از نظر گذرانده ام... اینجا
شروع کردم به خواندمش و خیلی محکم میتوانم خدمتتان عرض کنم که نویسنده لایق ستودنی بی نظیر است بابت این کتاب...
بابت فکر پشت این نوشته ها...
بابت همه حسهایی که به آدم میدهد...
داشتم کامنتهای آن پست را میخواندم که حس کردم دسته ای از بچه های کلاس که به گمانم حیف است مطالعه کتاب از دستشان برود این پست را ندیده اند یا دیده اند و سرسری رد کرده اند...
با کمال احترام خدمت نویسنده پست، تصمیم گرفتم مجددا تبلیغی برای این کتاب ارزشمند داشته باشم به این امید که همه دوستان مستفیض شوند...
کتابی که به نظر بنده میتواند... میتواند انقلابی باشد برای وجود هر آدم...
![]()
* قرض هم میدهیم!
این وبلاگ متعلق است به دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 89 دانشگاه شاهد