بچه ها یادتون میاد...؟؟؟(3)
اینم بچه ها یادتون میاد...؟؟؟(3)،امیدوارم خوشتون بیاد
بچه ها یادتون میاد: تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم!
بچه ها یادتون میاد: هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه.
بچه ها یادتون میاد: زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که تلوزیون بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله !
بچه ها یادتون میاد: کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها.
بچه ها یادتون میاد: گنجشگکه اشی مشی بیا لی حوض ما بشین …. میفتی تو اب خیس میشی.../
بچه ها یادتون میاد: مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.
بچه ها یادتون میاد: آلوچه و تمره هندی ، بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی !!
بچه ها یادتون میاد: خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !
بچه ها یادتون میاد: کارت صد آفرین میدادن خر کیف میشدیم ، هزار آفرین که میدادن خوده خر میشدیم !
بچه ها یادتون میاد: کارنامه هامونو میبردیم شهر بازی که بهمون بلیط بدن
بچه ها یادتون میاد: پسرا شیرن مثه شمشیرن…دخترا موشن مثه خرگوشن !
بچه ها یادتون میاد: بستنی میهن رو که بچهه میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره !
بچه ها یادتون میاد: این بازیو : پی پی پینوکیو پدر ژپتو، هی، گُ گُ گُربه نره روباه مکار !هی.
بچه ها یادتون میاد: هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد !
بچه ها یادتون میاد: … سیاهی کیستی ؟منم پار۳۰ کولا
بچه ها یادتون میاد: ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام ، بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه
بچه ها یادتون میاد: موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف
میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
بچه ها یادتون میاد: که چه حالی ازت
گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با
اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می
یاد حالم گرفته میشه.
بچه ها یادتون میاد: چقدر زجر آور بود
شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر. ” بعد از سه ماه تابستون.
بچه ها یادتون میاد: زنگ آخر که می
شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری
باشیم که از کلاس میدوه بیرون.
بچه ها یادتون میاد: ولی سره كلاس
انشاء كه میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته
بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!
بچه ها یادتون میاد: قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
خدایـــــــا چـــه عــالمی بـــود عــالم بـــــچــگـــی ..../ یــــــــــادش بخیــــــــــــر
این وبلاگ متعلق است به دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 89 دانشگاه شاهد