نفرت جای عشق ....
آنگاه که با بی خِردی، عشق را از میان برداشتی گمان نکردی که نفرت به زودی جوانه خواهد زد!؟
زمانی که عشق را از سازندگی انداختی، نیندیشیدی که به زودی جنسیت بیداد خواهد کرد!؟
این شد که شعرها، ترانه ها و آوازهای زمان ما مملو از نفرت شدند؛ از "برو .... برنگرد .... نمیخواهمت دیگر .... اشتباه بود دوست داشتنت .... و دیگر دوستت ندارم"!
وااای .... خستگی غوغا میکند.
جنسیت گری و تنوع جویی، جای مهرِ راستین را گرفته است.
اینک دیگر کار از کار گذشته؛ شاید در آینده راهی بسوی بازگشتِ مهربانی مهیّا شود .... شاید!
(البته برای اجتماعمون .... نه برای اون به اصطلاح آدمیزاد!)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:15 توسط محسن (128)
|
این وبلاگ متعلق است به دانشجویان مدیریت بازرگانی ورودی 89 دانشگاه شاهد