بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناسان:
آیت الله سید مهدی طباطبایی – سخنران و استاد اخلاق، نماینده سابق مجلس
شورای اسلامی.
مهندس سید مجتبی حسینی – مجتهد و فارغ التحصیل معماری، پژوهشگر مسائل
مذهبی، دارنده ده ها کتاب در حوزه مسائل دینی.
استاد سید مهدی شجاعی – نویسنده نام آشنا و مشهور با کتابهایی پر
تیتراژ در حوزه مسائل دینی. کشتی پهلو گرفته و پدر، عشق و پسر از شاخصترین کارهای
اوست.
دکتر محمد حسین رجبی دوانی – تاریخدان و محقق تاریخ اسلام و تشیع.
حجت الاسلام دکتر محمد رضا زائری – نویسنده،
روزنامه نگار و پژوهشگر، مدیر مسئول ماهنامه های خیمه و جدید، موسس خانه روزنامه
نگاران جوان و همشهری محله. پای ثابت بحث درباره سبک زندگی دینی.
.
.
.
.
شبهه
درباره شخصیتها – قسمت دوم:
سندی در مورد زندگی حضرت عباس(ع) در
دست هست؟ اینکه عباس(ع) چطور زندگی میکرده و چند فرزند داشته و...
طباطبایی: در مورد حضرت عباس و دیگر برادران امام سند درخوری در تاریخ
وجود ندارد. چیزهایی که ما میدانیم این است که همه فرزندان علی(ع) کشاورز بودند.
در آن زمان تعدد مشاغل نبوده. صنعت آهنگری بسیار مختصری وجود داشته، فرشبافی بوده
و پیله وری. اکثر مردم کشاورز بودند. روایت است که حضرت عباس در آن زمان 35 ساله
بوده. بچه هم داشته که موقع بازگشت کاروان به مدینه ام البنین در حالی به استقبال
می آید که آن کودک در آغوشش بوده. روایت دیگری هست که امام سجاد(ع) در مسجد شام با
کودکی دو، سه ساله بازی میکرده. کسی از امام میپرسد این بچه شما را اذیت نمیکند که
امام در پاسخ میگوید این تنها یادگار عمویم عباس است. نکته ای که وجود دارد این
است که به دلیل نوع حکومت آن زمان، تمام تاریخ نگاران به نقل از زندگی خلیفه
ها(چون ابوبکر و عمر) و اطرافیانشان میپرداخته اند. سند زیادی از زمان تولد حضرت
عباس در دست نیست. ولی میدانیم که علی(ع) اسم عمویش عباس را برایش انتخاب کرده
بود. کنیه ابوالفضل را هم زمانی به او میگفتند که حکومت در سال 35 به علی(ع) رسیده
بود و دیگر تاریخ در مورد آنها نوشته میشد.
.
.
کلا حضرت عباس در میدان جنگ چه نقشی
داشت؟ فقط پرچمدار بود؟
دوانی: برخلاف تصور خیلیها عباس(ع) وارد نبرد رسمی نشد. با اینکه مانند
پدر و برادرانش مرد میدانهای سخت بود. ولی به دستور امام حسین(ع) علمدار بود. یعنی
پرچم اصلی سپاه امام را به دست داشت که نماد اقتدار سپاه بود. همان حالتی که حضرت
علی(ع) برای پیغمبر داشت. در واقع حسین(ع) با این کار میخواهد هم قدرت سپاه خود را
به رخ دشمن بکشاند و هم امیدی به اهل حرم بدهد. برای همین هم قویترین کس را علمدار
قرار میدهد. عباس(ع) هم فقط علمدار بود و اصلا وارد میدان نشد تا موقعی که غیر از
او برای امام باقی نمانده بود. برای همین آمد که اجازه رفتن به میدان را بگیرد که
امام گفت اگر میتوانی آب برای بچه ها بیاور که اینها از تشنگی بیتاب شده اند. برای
رفتن آب رفت که در آن میان زد و خوردی هم شد که با آنها مقابله کرد و در راه
برگشت، در مدت کوتاهی آن اتفاقها افتاد که میدانید. علم، نشان اقتدار و بقای سپاه
است. افتادن پرچم به معنای سقوط و شکست است.
.
.
اوصافی که از حضرت عباس(ع) مطرح
میشود در جایی هم آمده است؟
حسینی: بله، در کتابهایی مطرح شده. ایشان دو فرزند داشته که هر دو هم در
کربلا بوده اند و نسل ایشان هم ادامه پیدا کرد و اتفاقا نسل ادیب هم شدند. جزو
ادبای جامعه عرب بودند. یکی از کتابهایی که میشود به آن اشاره کرد که تصویر درست و
مستندی از آن حضرت میدهد، کتاب "سقای آب و ادب" نوشته سید مهدی شجاعی
است.
.
.
چرا روز تاسوعا اهمیت دارد؟ چرا تلوزیون
این روز را به عنوان روز شهادت حضرت عباس(ع) تسلیت میگوید؟
طباطبایی: تلوزیون از روی اشتباه تاسوعا را به عنوان روز شهادت حضرت
عباس(ع) تسلیت میگوید. واضح است که همه یاران حضرت، از صبح تا ظهر عاشورا به شهادت
میرسند. از 300-400 سال قبل تا امروز وعاظ روزهای اول تا دهم محرم را تقسیم بندی
میکردند و روضه هر کدام از شهدا را در یک روز میخواندندو این روضه خوانی های پیش
از موعد از همان موقع باب شد.
.
.
علی اصغر، علی اوسط و علی اکبر چه
کسانی بودند؟ اختلاف سنی شان چقدر بوده؟
طباطبایی: حضرت علی اکبر همان است که در میدان جنگید و شهید شد. علی
اوسط هم امام زین العابدین(ع) است. علی اصغر هم همان علی شش ماهه بود(مشهور به
عبدالله رضیع؛ یعنی شیرخوار). علی اکبر و علی اوسط تقریبا 25 ساله بودند. هر دو
تقریبا هم سن. ولی از یک مادر نبودند و علی اکبر بزرگتر بوده. مادر علی اکبر لیلا
بوده و مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ایرانی.
.
.
چرا امام(ع) علی اصغر شش ماهه را وسط
میدان جنگ بلند کرد؟ احتمال کشته شدن بچه در آن میان، زیاد نبود؟
دوانی: این ماجرا دو وجه دارد. اول اینکه امام تنها، وقتی برای خداحافظی
به خیمه آمد رباب و زینب(س) به حضرت گفتند که طفل دارد از تشنگی طلف میشود، به شما
رحم نشده، شاید نوزادی که عطش دارد را سیراب کنند. امام هم بچه را برد و روی دست
بلند کرد و از آنها خواست سیرابش کنند. دوم اینکه امام در واقع میخواست عواطف آنها
را تحریک کند و از جهنم نجاتشان دهد. در آن میان اگر حتی یک نفر هم منقلب میشد و
کمی آب برای او میاورد، امام در هدایتش موفق شده. حتی زمانی که خود امام هم در
آستانه شهادت بود، از سپاهیان دشمن پرسید کسی جرعه آبی به من نمیدهد. امام در آن
زمان واقعا آب نمیخواست و اصلا اگر برایش میاوردند هم نمیتوانست بخورد، با وجودیکه
کودکش تشنه در آغوشش از دنیا رفته بود ولی امام باز هم میخواست آنها را هدایت کند.
از طرفی بدانید که اصلا تصور نمیشد جان کودک در خطر باشد. عرب معروف به
جوانمردی بود. زمانی که بنی هاشم را در شعب ابی طالب محاصره کرده بودند، سختی برای
کودکان شیرخواری بود که مادرانشان به خاطر عدم تغذیه قادر به شیر دادنشان نبودند.
صدای ناله کودکان و بچه ها بلند شده بود که همان عرب جاهلی و مشرک، دلشان به رحم
آمد و گفتند که ما با محمد(ص) مشکل داریم، گناه این کودکان و مادرانشان چیست. سر
همین ماجرا محاصره شکسته شد. در کنار همه خصلتهای منفی، بامروت و جوانمرد بودند.
کسی فکر نمیکرد که شقاوت تا به اینجا برسد.
.
.
منظور از "کل یوم عاشورا و کل
ارض کربلا" چیست؟ شخصیتهای روز دهم هم تکرار میشوند؟ روایتی در این زمینه
داریم یا فقط در حد شعار مشهوری است؟
حسینی: این یک دروغ تاریخی است! غلط است و سندیت هم ندارد. ضدش وجود
دارد که امام حسن(ع) هنگام شهادتش فرمود "لا یوم کیومک یا اباعبدالله"
هیچ روزی مثل روز تو نیست. اما این عبارت یک جمله ای است که -خوشبینانه- شاید
بتوان تعبیرهای ذوقی و شعاری از آن داشت. عاشورا یک روز بوده، کربلا هم یک جاست.
ممکن است بگوییم عاشورا هر روز است اما نمیتوانیم بگوییم هر روز عاشوراست. اینها
تمثیلهای منحرف کننده ای است ولی شعار عاشورا و کربلا هر روزه و هر جاست.
.
.
منبع: هفته نامه همشهری جوان – شماره 339 – صفحه 33 و 34
اگر خدا بخواهد ادامه دارد ...